پایگاه مقاومت بسیج شهید بهشتی
 
سه شنبه 31 مرداد 1396 -

رای به سایت :
1441
محبوب

شهید علی شکاری

تاریخ شهادت:  2067-01-09
محل شهادت:  پوکان


علی خیلی به مطالعه می پرداخت حتی وقتی عازم جبهه بود با خودش یک ساک کتاب می برد با همین مطالعات در رشته الکترونیک دانشگاه امیر کبیر پذیرفته شد اما تا زمان شهادت خانواده ایشان این موضوع را نمی دانستند او می خواست همه کارهایش مخفی و فقط به خاطر خدا باشد.


در کربلای پنج دست راست ایشان از مچ قطع می شود اما از آنجا که ایشان خیلی فرد رئوفی بودند با یک دست در کارهای خانه هم کمک می کردند و همین طور که سینی را روی دست قطع شده شان می گذاشتند، ظرفها را در آن می چیدند و می گفتند اگر هر کس گوشه ای از کار را بگیرد کارها زود تر تمام می شود و یک یک نفر هم خسته نمی شود .بعداز قطع دستشان که در زمینه تیر ا ندازی مهارت زیادی داشتند در تیر اندازی با یک دست اول شدندکه بعداز شهادتشان وقتی سالن تیراندازی ورزشگاه ازادی را می خوا سشتند به نام ایشان نامگذاری کنند خانوادشان مطلع می شوند .

وقتی برادربزرگشان حسین شهید شده بود ایشان که از اندوه زیاد مادر  با خبر بودند ومی دانستند این اندوه مادر را از پا در می اورد در کنار مادر می نشستند و می گفتند تا شماغذا نخورید من هم غذا نمیخورم و به این ترتیب مادر را مجبور به غذا خوردن می کردند ایشان به نماز جمعه خیلی مقید بود وحتی در زمانی که در بیمارستان سر می بردندروزهای جمعهبرای ادای نماز از بیمارستان خارج می شدند و دوباره بعد از نمازبه انجا بلز می گشتند مادرشان تعریف می کردند که همیشه پشت سر من راه می امد و خیلی در این مورد مقید بود حتی وقتی میخواسم سوار ماشین بشوم او در را برایم باز می کرد .  


بعد از شهادت برادرش حسین گاهی اوقات به مادرش می گفت شما این هزینه ای را که برای گل شیرینی می پردازی وسر خاک حسین می بری کنار بگذار ومن به دست ؟؟؟می رسا نم اینطوری ثوابش از خریدن گل بیشتراست وگره از زندگی مومنی باز می شود .


یکی از دوستان ایشان نقل می کرد ند که ما در جبهه بودیم که جز قطعنامه را شنیدیم .انشب تا صبح علی گریه کرد و نخوابید ،می گفت سفره را جمع کردند و ما بی نصیب ماندیم .چند روز بعد به منطقه ؟؟؟می روند که انجا ایشان به دست مناطق مستقر در ارتفاعات به شهادت می رسند

 
 بعد از شهادت ایشان یک خانم بی حجاب به خانه شهید امده بود و به شدت گریه می کرد وقتی علت را جویا شدند گفت که یک روز ،کیف مرا در این خیا بان زدند ،تمام مدارک و پولهایم در ان بود ،این جوان که عکسش روی دیوار است با موتور به دنبال سارق رفت وکیف مرا به من برگرداند وقتی این عکس را رویدیوار دیدمدیگر حال خود را نمی فهمیدم پرسان پرسان خانه شما را پیدا کردم واز شما می خواهم مرا بر سر مزار ایشان ببرید .

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم


فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار.

)پس آنان که مهاجرت کردند و بیرون کرده شدند از دیارشان و رنجانیده شدند و در راه من و کار زار گرده شدند در می گذرانیم از ایشان بدیهای ایشان را و هر آینه در می آوریمشان در بهشتهایی که می رود از زیرشان نهرها.(


اینک که به عزم خداوند متعال به جبهه آمده ام که سرتا سر آن حاوی ایمان است و ایثار در راه خدا و در مکانی که هر روزش شاهد شهادت تنی چند از بهترین فرزندان اسلام و بندگان خالص خداست در جبهه ای که بقول سروان شهید شیرودی زنده نام (مکتب است که می جنگد نه تخصص) آمده ام تا جان ناقابل خود را در راه خدا فدا کنم و اگر لیاقت داشتم شهید شوم باری تصمیم به این است چند جمله وصیت بنمایم.


1-       قبل از هر چیزی سلامتی امام امت مان روح خدا خمینی بت شکن و طول عمرشان را و پیروزی برای رزمندگان اسلام در جبهه های جنگ علیه باطل را  از خدای بزرگ مسئلت دارم  و از خداوند قادر می خواهم که از طول عمر این بنده حقیرش (البته اگر لیاقت بندگی داشته باشم) کاسته و به طول عمر و حیات رهبر عزیزمان بیافزاید.

2-       امید وارم که خداوند بخشایشگر مرا مورد عفو خود قرار دهد و به من لیاقت شهید شدن را عطا فرماید.

3-       از جوانان می خواهم که خداوند را فراموش نکنند و در همه حال خدای منان را برای پیروزی در نظر گرفته و با فراگیری معارف اسلامی جلوگیری از منحرف گشتن خود کنند.

4-       از خداوند بزرگ می خواهم که فرج امام زمان (عج) و منجی عصرمان را هر چه نزدیکتر بگرداند.

5-       از کلیه برادران دوستان و آشنایان و در نهایت ملت ایران تقاضا دارم که در همه حال پیرو خط رهبرمان باشند و آنی خود را از این کار غافل مگردانند زیرا خط امام همان خط اسلام و صراط مستقیم می باشد.

6-       از خداوند بزرگ خواهانم خداوندا، پروردگارا، روحانیت عزیز ما را این فرزندان اسلام و یاران امام و این سازش ناپذیران در میدان مبارزه علیه شرق و غرب را، روحانیونی که همیشه از منابع فقه اسلام تغذیه می شوند و در همه حال رهبریت جامعه را به عهده داشته اند و روحانیتی که در انقلاب بی نظیرمان در صف اول قدم بر می داشتند در پناه خود محفوظشان بدار و بر عزتشان بیافزای.

7-       خدایا تو خود واقفی که من این راهی را که هم اکنون درآن قدم نهاده ام با آگاهی کامل انتخاب کردم و کاملا واقفم که برای چه می جنگم و برای چه این کافران و مزدوران آمریکا را چه از این کومله ها و دمکراتها و چه از بعثیون عراقی از بین می برم. بنابراین یاری ام ده تا بتوانم در راهت به حد اعلی کوشش کنم .

8-       از خداوند توانا می خواهم که دانشجویان ما را قوت و ایمان بخشد تا بتوانند در راه خودکفایی فرهنگی، اقتصادی، نظامی و... این مملکت و بیرون آمدن از ید سلطه ابر قدرتها و بیگانگان تلاش کنند تا این کشور را به استقلال واقعی برسانند و از همه ملت ایران می خواهم که شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را به یاری امام زمان (عج) و رهبری نایب به حقش تحقق بخشد.

9-       خدایا، الها، از تو می خواهم که آن چنان قلبی به من اعطا فرمایی که در آن فقط عشق باشد و بس. و آنچنان چشمی ببخشایی تا بتوانم راه تو را از بیراهه تشخیص دهم و حق را دیده و به آن عمل کنم. پروردگارا پاهایم را همچنان کوهها استوار گردان تا بتوانم در مقابل دشمنانت استقامت کنم و پا بر جا بمانم و بتوانم در راه تو قدم بگذارم و آنچنان دستی که بتوانم با آن مصائب و دشواریها و اشکالاتی که برایم به وجود می آید در راه تو کنار بزنم و در راه مستقیمت حرکت کنم و ای ربّا بمن گوشی عطا کن که بتوانم با آن ندای حق را بشنوم و صدای مظلومان را شنویده و تا جائی که می توانم حقشان را از ظالمان گرفته و ندایشان را به جهانیان برسانم. و بتوانم ندای الهیت را از نغمه های شیطان تشخیص دهم. و در نهایت به من شهادتی ارزانی ده تا به سر منزل مقصود به لغایت برسم.

10- در نهایت امیدوارم که بعد از شهادتم آشنایان و دوستانم ادامه دهنده راهم باشند و البته به یاد داشته باشند که هر شهیدی که به لقاء ا... می پیوندد مسئولیت بزرگی را بر دوش  وارثانشان یعنی همه ملت می گذارند. و بحق که ما وارثان خون شهیدان هستیم و باید با هر وسیله ای که می توانیم پیامشان که همان مرگ بر شرق وغرب و پیروی از اسلام و امام است به نحو احسن انجام دهند.



والسلام

5/5/1360