پایگاه مقاومت بسیج شهدا
 
یکشنبه 01 بهمن 1396 -

رای به سایت :
148
محبوب
صفحه نخست ›› پژوهشی ›› حوزه 119 محمد امین(ص) ›› پایگاه مقاومت بسیج شهدا
3
محبوب  
رای به خبر :
بررسی موارد انحلال عقد نکاح در حقوق ایران
دانستنیهای حقوقی :

بررسی موارد انحلال عقد نکاح در حقوق ایران

عقد ازدواج با فسخ ، طلاق و فوت منقطع و منحل می شود .
calendar
تاریخ : 1396/10/23 - 22:16

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج شهدا   حوزه 119 محمد امین(ص)  ناحیه مقاومت بسیج شهید باهنر ،

ازدواج نیز همانند هر عقد دیگری با بروز موارد ، برخی شرایط و تشریفات خاصی منحل می شود ،  یعنی رابطه زنا شویی به یکی از دلایل ذیل منقطع شده و از بین می رود ، البته در ماده 1120 قانون مدنی فقط به دو مورد در عقد دائم اشاره دارد و احتمالا بدیهی بودن مورد سوم یعنی فوت همسر سبب شده که قانونگذار به آن اشاره ننماید .

1-    فسخ

2-    طلاق

3-    فوت

ماده 1120 - عقدنکاح به فسخ یابه طلاق یابه بذل مدت درعقدانقطاع منحل می شود .

البته فسخ در ماده 1120 شامل انفساخ ؛ یعنی برهم خوردن و انحلال قانونی بدون اراده زوجین نیز می شود به نظر دکتر جعفری لنگرودی ( حقوق خانواده صفحه 234و 235 ) لعان یا مرتد شدن زوج که موجب انفساخ ازدواج می شود مشمول ماده 1120 قانون مدنی خواهد بود .

بررسی وجوه افتراق و اشتراک طلاق با فسخ نکاح :

 

1-    طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح درنکاح دائم و نکاح منقطع یکسان است (ماده 1152  قانون مدنی  - عده طلاق وفسخ نکاح وبذل مدت وانقضاءآن درموردنکاح منقطع درغیرحامل دوطهراست مگراینکه زن به اقتضای سن عادت زنانگی نبیندکه در این صورت چهل وپنج روزاست . )

2-       طلاق عمل حقوقی یک جانبه (ایقاع) است که به وسیله شوهر یا نماینده قانونی او انجام می شود در حالی که فسخ ممکن است به وسیله شوهر یا زن واقع شود.

3-       پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شده ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد. (ماده 1132 -درفسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرراست شرط نیست)

4-    در زمان عده طلاق رجعی ، نفقه بر عهده شوهر است مگر این که طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح و یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود.( ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی  - نفقه مطلقه رجعیه درزمان عده برعهده شوهراست مگراینکه طلاق درحال نشوزواقع شده باشدلیکن اگرعده ازجهت فسخ نکاح یاطلاق بائن باشد زن حق نفقه نداردمگردرصورت حمل ازشوهرخودکه دراین صورت تازمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت

5-     در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده ۱۰۹۲ قانون مدنیهرگاه شوهرقبل ازنزدیکی زن خودراطلاق دهدزن مستحق نصف مهرخواهدبودواگرشوهربیش ازنصف مهرراقبلاداده باشدحق داردمازاداز نصف راعینایامثلایاقیمتااستردادکند. ) ولی هرگاه عقد نکاح به جهتی قبل از نزدیکی فسخ شود، زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، ناتوانی جنسی مرد ( عنن ) باشد که زن مستحق نصف مهریه است.

 

6-     طلاق نیازمند تشریفات خاص است، به همین جهت اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) از ضروریات طلاق می باشد ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می پذیرد. (ماده ۱۱۳3 قانون مدنی مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید .

 تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید .

 ماده 1134 - طلاق بایدبه صیغه طلاق ودرحضورلااقل دونفرمردعادل که طلاق را بشنوندواقع گردد.

7-      برای انجام طلاق شرایط خاص  جسمی در زن ضروری می باشد ولی به موجب ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست. به همین سبب فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی - طلاق زن درمدت عادت زنانگی یادرحال نفاس صحیح نیست مگر اینکه زن حامل باشدیا طلاق قبل ازنزدیکی بازن واقع شودیاشوهرغائب باشد بطوری که اطلاع ازعادت زنانگی بودن زن نتواندحاصل کند )

8-    در طلاق رجعی شوهر می تواند در زمان عده به نکاح رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست

9-    فسخ نکاح هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی کند ولی با انجام  طلاق بائن  حرمت بوجود می آید .

 

البته بین فسخ نکاح و طلاق مشترکاتی هم وجود دارد که عبارت است از:

1-    عدم ثبت طلاق و رجوع  ان دارای محکومیت تا یک سال حبس تعزیری می باشد.این در حالی است که قانون نسبت به  عدم ثبت فسخ نکاح در سالیان قبل سکوت کرده بود اما در قانون جدید حمایت از خانواده مصوبه 91 ثبت آن را الزامی کرده است .

  ماده ۲۰ـ ثبت نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح یا طلاق الزامی است.

 

2-    هر دو به رابطه زوجیت خاتمه می دهند.

3-    عده زن در هر دو یکسان است.

4-    هر دو ایقاع اند. البته در طلاق ایقاع برای مرد است ولی در فسخ نکاح برای هر دو.

فسخ نکاح :

 در عقد نکاح برخلاف سایر عقود لازم دیگر طرفین حق تعیین شرایط فسخ را ندارند زیرا قانونگذار به جهت حفظ کیان خانواده موارد فسخ نکاح را تعیین و در قانون احصاء نموده، موارد فسخ نکاح عبارت است از :

۱- تدلیس: ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی مقرر می دارد: “هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصوده بوده یرای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود …….”

تدلیس در عقد نکاح، یعنی یکی از طرفین با  توسل به عملیات یا اعمال متقلبانه، نقص خود را کتمان نموده باشد و یا خود را دارای صفات عالیه معرفی می نماید که در اصل فاقد آن صفات بوده باشد. طبق قانون مجازات اسلامی ، مجازات تدلیس کننده از ۶ ماه تا دو سال حبس و جبران خسارت وارده است و البته حتی اگر متضرر از حق فسخ خود استفاده نکند، حق جبران خسارت برای او محفوظ  خواهد بود

۲- عیوب : عیوب موجب حق فسخ نکاح بر سه قسم است:

الف – عیوب مشترک زن و مرد:

 در قانون  تنها از ” جنون ” به عنوان عیب مشترک زن و مرد  نام برده شده ، برطبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، «جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از این که مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است

 

ب- عیوب مختص مرد:

در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی عیوب مختص مرد مشخص گردیده طبق قانون هرگاه مرد به دلیل این عیوب ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می هد که عقد نکاح را فسخ کند .

ماده  1122 قانون مدنی - عیوب ذیل در مردکه مانع از ایفاء وظیفه زناشوئی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهدبود ( اصلاحی 8/10/61 ) 1 - عنن بشرط اینکه بعد از گذشتن مدت یکسال از تاریخ رجوع زن به حاکم رفع نشود . 2 - خصاء 3 - مقطوع بودن آلت تناسلی

 این عیوب که صراحتا در ماده قانونی هم ذکر شده عبارتند از:

۱- عنن: ( ناتوانی جنسی مرد ) به شرط آن که بعد از گذشتن مدت یک سال از تاریخ رجوع زن به حاکم، رفع نشود

۲- خصاء : ( اخته شدن مرد )

۳- مقطوع بودن آلت تناسلی .

ج- عیوب مختص زن:

 عیوب مختص زن طبق ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی: ماده 1123 - عیوب ذیل درزن موجب حق فسخ برای مردخواهدبود - 1 - قرن . 2 - جذام 3 -برص 4 - افضاء 5 - زمین گیری 6 - نابینائی ازهردوچشم

 عیوب زن که در قانون ذکر شده عبارتند از:

۱- قرن 

۲- جذام: ( نوعی بیماری نادر و صعب العلاج )

۳- برص:( لکه های سفید یا سیاهی که در بدن زن ظاهر می گردد )

۴- اخضاء

۵- زمین گیری

۶- نابینایی از دو چشم.

این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می کند که هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج کرده باشد.

ماده 1124 - عیوب زن درصورتی موجب حق فسخ برای مرداست که عیب مزبور درحال عقدوجودداشته است

ماده 1126  - هریک اززوجین که قبل ازعقدعالم به امراض مذکوره درطرف دیگربودبعدازعقدحق فسخ نخواهدداشت .

 

 اگر این امراض بعد از عقد حادث شد تکلیف چیست؟ و آیا در اعمال اختیار فسخ فوریتی وجود دارد؟  

اولا: در مورد زمان اگاهی از این امراض برای اعمال حق فسخ نکاح ماده ۱۱۲۶ قانون مدنی مقرر کرده است: ” هریک اززوجین که قبل ازعقدعالم به امراض مذکوره درطرف دیگربود بعد ازعقد حق فسخ نخواهد داشت. “

ثانیا: در خصوص حدوث عارضه بعد از عقد نکاح ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی مقرر می دارد: “جنون وعنن درمردهرگاه بعدازعقدهم حادث شودموجب حق فسخ برای زن خواهدبود. “

ثالثا: در خصوص مهلت اعمال اختیار فسخ باید گفت، به غیر از عارضه عنن( ناتوانی جنسی مرد ) در سایر موارد خیار فسخ یعنی همان اختیار برهم زدن نکاح فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع و به محض آن، نکاح را فسخ نکند اختیار او در فسخ و بر هم زدن نکاح  ساقط می شود، به شرط آن که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد. البته تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از اختیار فسخ لازم بوده به نظر عرف و عادت است. (ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی) همچنین اختیار فسخ نکاح قابل اسقاط است. ( ماده ۴۴۸ قانون مدنی ) بنابراین تنها استثناء بر موضوع فوریت اختیار فسخ مربوط به عارضه عنن ( ناتوانی جنسی مرد ) است ،در این حالت زن می تواند یا به دادگاه مراجعه کند یا بعد از یک سال ، در صورت عدم درمان، دادگاه می تواند به مرد قضیه فسخ نکاح را اعلام کند.

 

 ادامه دارد ...


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 14064







مطالب مرتبط